احادیث و سخنان

خیانت دیگران در جنگ زمان امام حسن

مردی از قبیله کنده که حکم نام داشت با چهار هزار کس از جانب امام به سوی شهر انبار روان شد و امام به او فرمود در انبار باش تا حکم من به تو رسد. معاویه با ۵۰۰ هزار درهم توانست او را بفریبد و او هم به همراه خویشاوندان و کسانش به معاویه پیوست.
به دنبال او مردی دیگر از قبیله بنیمراد را به فرماندهی لشکری منصوب کرد و با او عهد و پیمان گرفت و او هم عهد کرد که وفادار بماند. ولی او هم ظاهرا با گرفتن یک صد هزار درهم رشوه دین خود را فروخت و تسلیم معاویه شد. [۲۵۲].
امام از این جریانات بخشم آمد و مردم را سرزنش کرد و به عنوان تنبیه و آگاه کردن
[صفحه ۱۸۴]
آنان فرمود: به آن کس که در این سرای ناپایدار زندگی میکند بگوی هنگام رفتن فرارسیده، با دوستانت خداحافظی کن، به کسانی را که دیدار میکردی، و با آنها سخن میگفتی همگی در قعر گورها خاک شدند [۲۵۳].
مردم اعلام آمادگی کردند که ما مطیعیم. امام فرمود اگر راست میگوئید قرارگاه ما لشکرگاه مدائن. ان کنتم صادقین، فموعدنا بینی و بینکم معسکر المدائن فوا فو الی هناک [۲۵۴].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *