اخلاق و فضائل

ادله عصمت امام حسن

با سه دلیل میتوان معصوم بودن دومین اختر تابناک امامت را ثابت کرد.
الف) عصمت آن حضرت از جمله چیزهایی است که مسلمانان بر آن اتفاق دارند و این اتفاق مستند به آیات و روایات مختلف است که، در ذیل آیه شریفه «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس…» [۹۷] آمده است.
مفسران بزرگ شیعه و اهل سنت بر معصوم بودن حضرت مجتبی علیهالسلام تصریح نمودهاند و آن بزرگوار را از مصادیق مسلم آیه تطهیر دانستهاند که توضیح بیشتر آن خواهد آمد.
و نیز در تفسیر آیه شریفه «لا ینال عهدی الظالمین؛ امامت و رهبری حقیقی به ستمکاران نخواهد رسید» آمده است:
ابراهیم علیهالسلام در اواخر عمر شریفش پس از ولادت اسماعیل و اسکان او در سرزمین مکه معظمه از خداوند منان تقاضای امامت را برای فرزندش (اسماعیل) کرد و گفت: و من ذریتی. خداوند پاسخ داد: «لا ینال عهدی الظالمین» [۹۸].
هر کس که تمام عمرش را معصیت کرده و یا بخشی از آن را به معصیت گذرانده – گرچه بقیه را عبادت کرده باشد – امامت به او نخواهد رسید، زیرا او
[صفحه ۷۵]
ستمگر است (چه در حق خود و چه در حق دیگران) و از مقام والای امامت به دور است.
پس معصوم بودن و دوری از هر گونه تجاوز و ستمی از شرایط اساسی امامت است و باید امام، موید از جانب الهی باشد و در یک لحظه از عمرش گرفتار عصیان نشده باشد. [۹۹].
پس آیه فوق عصمت را برای همهی ائمه و جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت عموم ثابت میکند و در احادیث بعدی خواهد آمد که امام مجتبی علیهالسلام به نص صریح از پیامبر صلی الله علیه و آله جانشین او میباشد.
ب) روایات متواتره، عصمت آن بزرگوار و امامتش را ثابت میکند و این تواتر از سوی شیخ طوسی (ره) ادعا گردیده است. اینک دو روایت ذیل جهت تایید بیشتر آورده میشود: رسول خدا صلی الله علیه و آله رو به فرزندش حسین بن علی علیهالسلام نمود و فرمود:
«یا حسین انت الامام و اخ الامام و ابن الامام، تسعه من ولدک امناء معصومون و التاسع مهدیهم فطوبی ممن احبهم و الویل لمن ابغضهم [۱۰۰]؛ ای حسین! تو امام و پیشوایی و برادر امام و فرزند امامی، نه نفر از فرزندان تو افراد امین (امانتدار خداوند) و معصومند و نهمین نفر آنها مهدی [علیهالسلام] است، پس خوشا به حال کسانی که دوست بدارند آنان را و بدا به حال آنانی که دشمن بدارند آنان را».
و باز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با تعبیری دیگر فرمود:
«انت سید، ابن سید، اخو سید، و انت امام، اخو امام، انت حجه، ابن حجه، اخو حجه، و انت ابو حجج تسعه تاسعهم قائمهم [۱۰۱]؛ حسین تو آقا و بزرگی، فرزند انسان مهتری، برادر سروری، تو پیشوا و امامی و فرزند امام و نیز برادر امامی،
[صفحه ۷۶]
تو حجت خدایی، فرزند حجتی و نیز برادر حجت خدایی تو پدر حجتهای نهگانه خداوندی که نهمین آنان قائم ایشان خواهد بود.»
و باز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«الائمه من بعدی بعدد نقباء بنیاسرائیل و کانوا اثنی عشر ثم وضع یده علی صلب الحسین فقال تسعه من ولده و التاسع مهدیهم، یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا فالویل لمبغضهم [۱۰۲]؛
امامان و پیشوایان بعد از من همانند منتخبین قوم بنیاسرائیل هستند (جانشینان موسی) آنان دوازده نفر بودند، آن گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دست خود را بر پشت فرزندش حسین گذاشت و گفت: نه نفر از فرزندان حسینم امام خواهند بود (نه نفر به همراه حسین و حسن و علی بن ابیطالب علیهمالسلام دوازده نفر میشوند). نهمین نفر آنان مهدی آنهاست، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان طوری که ستم و جنایت همهی روی زمین را فراگرفته است، چه سیاهبخت و تیره روزند آنانی که دشمنی کنند با جانشینان من.»
پ) اضافه بر دو دلیل فوق حکما گفتهاند: اقتضای وجوب لطف از سوی باری تعالی سبب میشود که رهبری و امامت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی او تعیین گردید و امام معصوم را مشخص کند و او را از هرگونه کجروی و ستم و انحراف دور نگه دارد تا او نیز مردم را از گناهان برهاند و به اعمال نیک همچون عدالت و صلاح و سعادت ترغیب کند. [۱۰۳].
علامه حلی (متوفای سال ۷۲۶ ه. ق) در بحث عصمت پیامبر و دیگر امامان نکتهای زیبا آورده:
«… الثالث، فی انه معصوم من اول عمره الی آخره لعدم انقیاد القلوب الی طاعه من
[صفحه ۷۷]
عهد منه فی سالف عمره انواع المعاصی الکبائر و الصغائر و ما تنفر النفس منه [۱۰۴]؛ سوم این که لازم است، پیامبر و امام علیهالسلام از اول تا آخر عمرش مصون و محفوظ از هر نوع گناه و عصیان و اشتباهی باشد، زیرا انسانها در برابر کسی که از او معصیتی (صغیره یا کبیره) سرزده، مطیع و فرمانبر نخواهند بود، بلکه قلبها از آن شخص متنفر و بیزار است.»
فاضل مقداد (متوفای ۸۲۱ ه. ق.) در شرح عبارت علامه حلی (ره) چهار دلیل عقلی بر وجوب عصمت امام علیهالسلام میآورد و در پایان مینویسد: امامی که حافظ و نگهدار شریعت است، اگر معصوم نباشد، هیچ امنیتی نسبت به کم و زیاد کردن و تغییر و تبدیل نمودن شریعت از سوی او وجود ندارد. [۱۰۵].
پس در حقیقت، عصمت وسیلهی اطمینان بخشی است برای اعتماد مسلمانان و مردم بر امامان و اوصیای بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله تا خط رسالت و سیره نبوی حفظ گردد و امام در مواقع لازم به تبیین و توضیح معضلات و مشکلات و راه حل آنها بپردازد و از شریعت الهی نگهبانی و پاسداری کند.
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *