اخلاق و فضائل

در حلم امام حسن

از امتیازات امام حلم او بود. و معاویه و مروان که دو دشمن فوق العاده خطرناک او بودند حلم او را با استواری کوهها برابر میدانستند [۴۹۷] سخنان را میشنید و جز به ضرورت پاسخ نمیگفت.
آن مرد شامی با گوش پری که از تبلیغات بنیامیه داشت در سر راه خود به امام برخورد کرد و لعن و ناسزای بسیار نثار او کرد. پس از پایان یافتن سخنان آن مرد، امام
[صفحه ۳۳۹]
سلام کرد و خندید و فرمود گمان دارم که غریبی هستی و امر بر تو مشتبه شده است. اگر مطلب بخشایش کنی میبخشیم، اگر درخواستی کنی عطا میکنیم، اگر طلب هدایت و ارشاد داری هدایتت میکنیم، اگر گرسنهای تو را سیر میسازیم، اگر برهنهای تو را میپوشانیم، اگر مهمان سرای ما را بپذیری به تو خدمت میکنیم و… آن مرد از این همه حلم و اخلاق شرمنده شد و گفت حقا که خلیفه اللهی و محبوبترین خلق نزد امتی، تو را دشمن میداشتیم و اینک تو را از همه بیشتر دوست دارم [۴۹۸].
آری، این حلم و تحمل بود که در سایه آن میتوانست در برابر ناپختگیهای مردم و نامردیهای بنیامیه تحمل کرده و خط فکری خود را به پیش ببرد، حتی مینویسند که گاهی در جمع بنیامیه او را میدیدند و او را به همدیگر نشان میدادند و مسخرهاش میکردند و امام هم چنان سکوت و آن را تحمل میکرد.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *