امامت و رهبری، حاکمان زمان

ارزیابی امام حسن از جنگ با معاویه

پس از این ماجراها امام به ارزیابی نشست. همه وقایع و عوامل موافق و مخالف را در برابر چشم خود مجسم کرد و در آن تنگنای مخوف سه راه برای نجات از مشکل برای او موجود بود:
۱- جنگ کند و عواقب آن را به هر گونهای که هست پذیرا گردد، چه پیروزی و چه شکست، چه خونریزی سنگین و چه اندک یا میانه، با نتیجه یا بینتیجه.
۲- صلح کلی و رها کردن حکومت و نهادن مهار آن به صورت یله و رها تا به هر جا که خواهد کشیده شود و هر کس که توانست آن مهار را بگیرد و به هر جایش که خواهد ببرد، و هر عاقبتی که متصور است پدید آید و هر هرج و مرجی بیحساب باشد.
۳- تغییر مسیر مبارزه در چهره قبول موقت صلح و کار و تلاش را در برنامهای و در چهرهای دیگر آغاز کردن و راه دیگری را برای از بنیان برکندن بنیامیه برگزیدن.
در جنگ اگر پیروزی بدست میآمد همان فریادها که در مرگ عثمان برخاسته بود برمیخاست که ای وای معاویه مظلوم کشته شد و او کاتب وحی بود، خال المومنین بود، ستاره اسلام بود… و اگر پیروز نمیشد آن را برای او شکستی مفتضحانه و فاحش میشناسند و به سرزنش او میپردازند که چرا قبول صلح نکرده و بیجهت خود و اتباع خود را به کشتن داده است. حداکثر این بود که معاویه بر او رحمت آورد!! و او را ببخشد و در راه خدا آزادش سازد!!
در صلح کلی و رها کردن حکومت به خودش که صاحب خویش را پیدا کند در شان
[صفحه ۲۰۹]
امام مجتبی (ع) که فرزند پیامبر (ص) و علی (ع) است نبود. در آن صورت خصم اسلام بر اسلام سلطه پیدا میکرد و دیگر اسمی از اسلام و نامی از قرآن نمیماند و نام او در تاریخ درخشندگیها جایی زشت و در خور هرگونه بیاعتنائی میشد. و اصولا این امر برای حسن (ع) که اسلام را از جان عزیزتر میداشت قابل قبول نبود.
در مورد تغییر مسیر مسالهای بود که امام میتوانست درباره آن به تصمیم گیری بنشیند و آن را علی الحساب، به عنوان چاره درد بپذیرد.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *