امامت و رهبری، حاکمان زمان

جنایت معاویه تطهیر جنایتکار

بعضی از مورخان همانند لامنس [۴۵۱] و ابنخلدون خواستهاند دامن معاویه را از این جنایت هولناک تطهیر کنند و بگویند، این هم از اخبار ساختگی است. ابنخلدون مینویسد:
«و ما ینقل من ان معاویه دس الیه السم من زوجه جعده بنت الاشعث فهو من احادیث الشیعه و حاشا لمعاویه من ذلک… [۴۵۲]؛ نسبت مسمومیت حسن بن علی علیهالسلام به معاویه بن ابیسفیان که به دست همسرش جعده دختر اشعث انجام شد، ساخته و پرداختهی شیعه است و دامن معاویه از چنین نسبتهایی به دور است.»
[صفحه ۲۹۱]
سخنان لامنس در فصل یازدهم: (تهاجم فرهنگی امویان و عباسیان) خواهد آمد.
عدهی دیگری از قلم به دستان ناآگاه و یا مزدور خواستهاند شهادت آن بزرگوار را به گونهای دیگر نقل کنند که نتیجهاش تبرئهی معاویه و بنیامیه است.
لامنس مینویسد: «و توفی الحسن فی المدینه بذات الرئه… و ربما کان وفاته عام ۴۹ ه. بالغا من العمر الخامسه و الاربعین [۴۵۳]؛ حسن بن علی در مدینه به مرض سل وفات کرد و چه بسا مرگ او در سن ۴۵ سالگی در سال ۴۹ ه. ق. اتفاق افتاده باشد.»
مطالب فوق همانند دیگر گفتههای لامنس غیر تحقیقی و دروغ است و هیچ مورخی گفتهی او را تایید نمیکند.
دکتر حسن ابراهیم به نقل از بعضی مورخان مینویسد: «حسن بن علی چهل روز بعد از بازگشت از عراق به مدینه به اجل عادی از دنیا رفته است.» [۴۵۴].
محمد اسعد طیس نیز گفتار این چنینی را تایید میکند میگوید: «حسن بن علی پس از صلح به مدینه بازگشت. از این سفر دو ماه بیشتر نگذشته بود که از دنیا رفت.» [۴۵۵].
این گروه از نویسندگان به این نکته توجه نکردهاند که امام مجتبی علیهالسلام چند سال بعد از واقعه صلح در مدینه زندگی کرد و نیز نمیدانند که مسمومیت آن حضرت توسط معاویه مورد اتفاق دهها مورخ است (در فصلهای بعد، پیرامون آن خواهیم نوشت).
[صفحه ۲۹۲]
برخی از مورخان نیز هستند که مسمومیت را به دیگران نسبت میدهند، مانند:
الف) احمد بن سهل بلخی مینویسد:
«حسن بن علی در حال طواف بود که شخصی نیزهی زهرآلودی را به پای آن حضرت فرو برد و او را مسموم کرد و بعد بر اثر آن رحلت کرد.» [۴۵۶].
ب) صاحب کتاب روضه الشهدا نوشته است:
«امام حسن برای معالجه از مدینه به طرف موصل رفت، زیرا در بین راه فقیر نابینایی به بهانهی صدقه گرفتن به سویش آمد که ناگهان عصای مسمومش را به پای آن بزرگوار فرو کرد و سبب مسمومیتش گشت، لیکن آن روز پزشکان معالج هم نتوانستند کاری انجام دهند.» [۴۵۷].
مطالب فوق دروغ قطعی است و به نظر میرسد که اینان نیز خواستهاند معاویه و بنیامیه را با نقل چنین مطالبی تبرئه کنند و دامن امویان را از این ننگ و جرم نابخشودنی پاک نمایند.
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *