امامت و رهبری، حاکمان زمان

شیخین بعد از پیامبر

گفتیم: سیاست نظام حاکم اقتضا می‌کرد که از ارزش و احترام پیامبر صلی الله علیه و آله در نظر امت کاسته می‌شود و گروهی مورد تکریم و ستایش قرار گیرند و گروهی دیگر به فراموشی سپرده شوند. آن گاه که نیاز جامعه، احکام اسلامی و تعالیم دینی بیشتری را می‌طلبد، طبیعی است که اقوال صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، در ردیف سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و حتی بالاتر از آن مطرح شود. حکام غاصب – برای رسیدن به مقاصدی که داشتند – خود بدین امر کمک کردند. به عنوان نمونه‌ای دال بر مدعا و دال بر نقشه‌های حکام در این‌باره، علاوه بر گفته‌ی عمر که گفت: «انا زمیل محمد؛ من هم‌ردیف محمد هستم»، به موارد ذیل اشاره می‌کنیم:
۱٫ شهاب هیثمی در شرح همزیه، در شرح گفته‌ی بوصیری درباره‌ی صحابه که: «تمامی آنها نسبت به احکام الهی، صاحب نظر و مجتهد هستند»، می‌گوید: یعنی خطا نمی‌کنند. [۲۲۸].
۲٫ شافعی گفت:
«نمی‌توانی حکمی را بیان کنی، مگر بر اساس یک اصل فقهی یا قیاس بر یک اصل. اصل عبارت است از: کتاب یا سنت یا گفتار بعضی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و یا اجماع مردم.» [۲۲۹].
۳٫ بعضی درباره‌ی شافعیه می‌گویند:
«جای تعجب است که برخی از اینان، مخالفت با شافعی را در یک مسأله به خاطر نص دیگری از وی که مخالف با نص دومی است اجازه می‌دهند، اما مخالفت با
[صفحه ۱۲۹]
وی را به خاطر نص رسول خدا صلی الله علیه و آله جایز نمی‌دانند.» [۲۳۰].
۴٫ ابوزهره راجع به فتاوی صحابه می‌گوید:
«… مالک به اعتبار این که فتوای صحابه جزء سنت است، به آن عمل می‌کرد و اگر احادیث نبوی با فتوای یکی از آنان تعارض می‌داشت، قواعد و احکام باب تعارض را اجرا می‌کرد؛ این عمل مالک تمامی احادیث پیامبر، حتی احادیث صحیح را در بر می‌گرفت.» [۲۳۱].
بد نیست به سخنان شوکانی در این زمینه رجوع کنید. [۲۳۲].
۵٫ بعضی از مؤلفان اصول، در کتاب خود بابی گشوده‌اند تحت عنوان: ؛اقوال صحابه در مسائلی که می‌توان در آن نظر داد، نسبت به اقوال دیگران به سنت ملحق است. گفته شده: این مطلب، مختص قول ابوبکر و عمر است.» [۲۳۳].
۶٫ آن گاه که عمر را از قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد زنی که زن دیگری را به ضرب چوبی کشته بود، باخبر کردند، «تکبیر گفت و بر اساس آن قضاوت نمود و گفت: اگر این را نشنیده بودم درباره‌اش حکم دیگری می‌کردم.» [۲۳۴].
۷٫ علی رغم این که عمر را از فرموده‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد زنی که بعد از افاضه، حیض می‌شود خبر دادند، بر نظر خویش اصرار ورزید. [۲۳۵].
۸٫ در داستان کنیه‌گذاری از ابو عیسی، علی‌رغم این که به عمر خبر دادند که پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه داده و خودش نیز آنان را تصدیق می‌کرد، نه تنها از رأی خود
[صفحه ۱۳۰]
برنگشت، بلکه این عمل را گناه بخشوده‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند. [۲۳۶].
۹٫ عمر بن عبدالعزیز گفت: «آگاه باشید! آنچه ابوبکر و عمر سنت کرده‌اند، دین است؛ ما به آن عمل کرده و مردم را به انجام آن دعوت می‌کنیم.» متقی هندی اضافه، کرده: «آنچه را دیگران سنت کرده‌اند به خدا واگذار می‌کنیم.» [۲۳۷].
در کنز العمال دارد: «فتوای عمر سنت است.»
۱۰٫ در حادثه‌ی دیگری عمر از مخالفت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برنگشت، تا این که مردی به این آیه‌ی شریفه استدلال کرد:
«لقد کان لکم فی رسول الله أسوه.» [۲۳۸].
۱۱٫ روایت! کرده‌اند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بر شما باد عمل به سنت من و سنت خلفای راشدین!» [۲۳۹] شافعی در حجیت اقوال ابوبکر و عمر، به این روایت استدلال کرده است.
۱۲٫ عثمان بن عفان گوید: «سنت، تنها سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سنت دو یارش (ابوبکر و عمر) است!» [۲۴۰].
[صفحه ۱۳۱]
۱۳٫ عبدالرحمن بن عوف بر امیر المؤمنین عرضه داشت: با تو بیعت می‌کنم که به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سیرت شیخین، ابوبکر و عمر، عمل کنی. حضرت از پذیرش آن سر باز زد، اما عثمان پذیرفت و در نتیجه خلافت را به دست گرفت و از شورا پیروز در آمد.
۱۴٫ آن گاه که خلافت با عثمان بیعت کردند، خطبه‌ای خواند و گفت: «پس از عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله، سه حق بر گردن من دارید: پیروی از کسانی که قبل از من بودند، در آنچه بر آن اجماع دارید و وآن را سنت قرار داده‌اید، و عمل به آنچه که شما سنت نکرده‌اید، اما مردم خیر آن را با مشورت با بزرگان شما سنت قرار می‌دهند.» [۲۴۱].
۱۵٫ امویان اصرار داشتند که معاویه در منا نماز عثمان را بخواند. عثمان نماز را تمام به جای آورده بود. با این که خود معترف بودند که پیامبر صلی الله علیه و آله در منا نماز را قصر به جای می‌آورد، از تداوم آن جلوگیری کردند.
عثمان خودش نیز در مقابل سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله بر تحقق یافتن رأی و نظر خویش اصرار داشت و می‌گفت: «این اندیشه‌ای است که به ذهنم رسیده است.» [۲۴۲].
عثمان از امیرالمؤمنبن (ع) خواست که در منا نماز را اقامه کند. حضرت از پذیرش سر باز زد، مگر این‌که نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله را اقامه کند، اما عثمان نپذیرفت و حضرت نماز را اقامه نکرد. «از آن پس حکام و امرا در منا نماز عثمان
[صفحه ۱۳۲]
را اقامه می‌کردند!» [۲۴۳].
۱۶٫ ربیعه بن شداد راضی نشد با علی (ع) بر کتاب خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیعت کند، بلکه گفت: با تو بر سنت ابوبکر و عمر بیعت می‌کنم. امام به او فرمود:
«و یلک، لو أن ابوبکر و عمر عملا بغیر کتاب الله و سنه رسوله لم یکونا علی شی‌ء؛ [۲۴۴].
وای بر تو! اگر ابوبکر و عمر بر خلاف کتاب خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله عمل کرده باشند، ارزشی ندارند.»
۱۷٫ معاویه به نظر خویش اصرار ورزید و حکم رسول اکرم صلی الله علیه و آله را با صراحت رد کرد. [۲۴۵].
۱۸٫ آن گاه که ابودرداء مخالفت خود را با بعضی از کارهای خلاف و ناشایست معاویه اعلام کرد و گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله از این اعمال نهی کرده، معاویه گفت: من در انجام آن اشکالی نمی‌بینم. [۲۴۶].
۱۹٫ عطا در مورد عمری به قضاوت رسول خدا صلی الله علیه و آله استدلال کرد. مردی – که به تصریح بعضی از روایات، زهری بوده – اعتراض کرد: «اما عبدالملک بن مروان به آن حکم نکرد»، یا گفت: «خلفا بدان قضاوت نمی‌کنند» . عطا گفت:
[صفحه ۱۳۳]
«بلکه عبدالملک در مورد بنی‌فلان بر اساس آن قضاوت کرد.» [۲۴۷].
۲۰٫ کسی به مروان اعتراض کرد که چرا منبر را بیرون برده است، در حالی که کسی از پیشینیان آن را بیرون نمی‌برد، و چرا قبل از نماز خطبه را شروع و در اثنای آن جلوس کرده است؟ مروان به او گفت: «آن سنت متروک شده است.» [۲۴۸].
۲۱٫ کار به جایی رسید که بعضی مدعی شدند: هر کس با حجاج مخالفت کند، با اسلام مخالفت کرده است. [۲۴۹].
هنچنین مطالبی از این قبیل که فعلا مجال تتبع آن نیست. [۲۵۰].
از طرف دیگر ادعا کردند: بر خلیفه وحی نازل می‌شود، خلیفه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله افضل است، بر حجاج و خلفا وحی نازب می شود و…
چه راست فرمود امیر المؤمنین (ع) آن گاه که در نامه‌ی خود به مالک اشتر نوشت:
«فان هذا الدین کان أسیر فی أیدی الأشرار، یعمل فیه بالهوی، تطلب به الدنیا؛ [۲۵۱].
این در دست بد کرداران گرفتار بود، در آن، بر پایه هوا و خواهش نفس کار می‌کردند و به نام دین، دنیا را می‌خوردند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *