امامت و رهبری، حاکمان زمان

میزان خصومت معاویه از شیعه و اهل بیت

درجه خصومت بنیامیه را نسبت به اسلام و اهل البیت (ع) نمیتوان در مقیاسها بیان کرد. ولی میتوان آن را در یک جمله بیان داشت و آن اینکه جز به مرگ و فنای همگی آنان رضا نمیدادند. وضع به همین گونه بود در مورد یاران مخلص آنها که معاویه میگفت:
هرگاه چشمان آنها را زیر کلاهخود در صفین به یاد میآورم ترس و هراس مرا
[صفحه ۳۱۲]
فرامیگیرد و موی بر بدنم راست میگردد. افرادی چون قیس بن سعد که سرداری لشکر حسن (ع) را پس از فرار عبیدالله بر عهده داشت در شرایطی بود که هیچ چیز او را از پای درنمیآورد نه تهدید در او موثر بود و نه تطمیع و رشوه. خود گفته بود باید بین من و معاویه نیزه داوری کند.
حال معاویه در شرایطی قرار گرفته است که قدرت و سلطه در دست اوست و کارگردانی امور را در اختیار دارد. با او چگونه میتوان کنار آمد؟ و مگر افرادی چون قیس حاضرند با او کنار آیند؟ اگر چه کارشان به مرگ انجامد.
از جهت دیگر خاندان بنیامیه عمری تحقیر شده و منفور بودند و عمده و اساس منفوریتشان خاندان بنیهاشم و بعدها خاندان پیامبر (ص) بودند. مردم این دو تیره را با هم مقایسه میکردند و داوری مینمودند. و بدین سان خاندان رسول اله (ص) برای آنها رقیب به حساب میآمدند. و اینک که قدرت و مکنت در اختیار آنهاست چرا رقیب را از میان برندارند.
و این بود رمز تصفیههای خونین و کشتار و درنده خوئی معاویه و یاران آنها. آنها شیعیان از اهل البیت (ع) را مخذول میداشتند و طرفداران آنها را در زندانها جای میدادند، دست و پایشان را میبریدند، به بدگوئی از علی (ع) و شیعیان میپرداختند تا دل پرکینهشان را آرام کنند و در این راه تا حدی به پیش رفتند که چهره تاریخ را سیاه کردند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *