از دیدگاه اهل بیت

احادیث در فضائل امام حسن

در کتاب حلیه الاولیاء مرقوم است که رسول خدا حسن را بر دوش خویش سوار داشت «و قال من احبنی فلیحبه»
فرمود آن کس که مرا دوست دارد واجب می کند که حسن را دوست دارد.
و دیگر از ابوهریره مرویست که گفت هرگز حسن را ندیدم الا آن که آب از دیدگانم فروریخت از بهر آن که نگران بودم روزی را که حسن دوان دوان بیامد و در کنار رسول خدا بنشست پس پیغمبر لبهای مبارک را در دهان او فرو برد
«و یقول اللهم انی احبه و احب من یحبه» عرض کرد الهی من دوست دارم حسن را و دوست دارم کسی را که دوست دارد او را.
و دیگر ابوعلی الجبائی در مسند و نیز ابویعلی الموصلی در مسند خویش حدیث می کند که رسول خدا آهنگ نماز داشت و حسن (ع) بر او آویخته بود پیغمبر او را فرود آورد و در پهلوی خویش جای داد و به نماز ایستاد گاهی که سر به سجده نهاد حسن بر دوش مبارکش سوار شد پیغمبر مدتی دراز سر بسجده می داشت آنگاه که نماز به پایان آورد مردم عرض کردند یا رسول الله در هیچگاه ندیدیم که مدت سجده چندین به درازا کشد همانا بر تو وحی خداوند فرود آمد «فقال لم یوح الی و لکن ابنی کان علی کتفی فکرهت ان اعجله حتی نزل» فرمود وحی بر من نیامد لاکن فرزند من بر کتف من سوار شد و مکروه داشتم که فرود آوردن او را تعجیل کنم و به روایت عبدالله بن شداد «انه قال ان ابنی هذا ارتحلنی فکرهت ان اعجله حتی یقضی حاجته» یعنی پیغمبر فرمود این پسر من مرا شتر سواری خود نمود و من مکروه داشتم که او را به تعجیل فرو آورم از آن پیش که
[صفحه ۱۷۳]
کام خود گرفته باشد.
و دیگر سند به ابی بکره منتهی می شود که گفت رسول خدای با ما نماز می گذاشت گاهی که سر به سجده نهاد حسن (ع) در آمد و بر دوش و گردن آن حضرت سوار شد پیغمبر برفق و مدارا او را فرود آورد چون نماز به پایان رفت گفتند یا رسول الله با هیچ کس این مهر نورزیدی که با حسن (ع) می ورزی
«فقال ان هذا ریحانتی»
و دیگر براء بن عازب خبر می دهد که دیدم رسول خدای را که حسن را بر گردن خود سوار داشت
«فقال من احبنی فلیحبه» یعنی هر که مرا دوست دارد واجب می کند که حسن را دوست دارد
و در سنن ابن ماجه و فضایل احمد مسطور است که فرمود
«اللهم انی احبه فاحبه و احب من یحبه» و او را بر سینه مبارک خود چفسانید.
و دیگر در مسند احمد سند بابوهریره منتهی می شود که گفت حسن (ع) به حضرت رسول آمد و در گردن قلاده از خرز داشت پیغمبر او را در آغوش کشید و سه کرت فرمود «اللهم انی احبه فاحبه و احب من یحبه» و دیگر ابن بطه به روایات کثیره از عبدالرحمن بن ابی لیلی حدیث می کند که در نزد رسول خدای صلی الله علیه و آله بودیم حسن (ع) در آمد و آن حضرت او را فراگرفت و زبیبه او را بوسید.
و دیگر خدری حدیث می کند که رسول خدای نماز می گذاشت حسن (ع) درآمد در جلسه استراحت دست در گردن پیغمبر کرد و آن حضرت را رها نداد تا برخاست و همچنان بازنداشت تا دیگر باره به رکوع رفت.
و دیگر در فضایل عبدالملک سند به ابوهریره می رساند که گفت رسول خدا حسن را بوسه می داد اقرع بن حابس عرض کرد یا رسول الله من ده پسر دارم و هرگز هیچ یک را بوسه نداده‌ام
«فقال من لا یرحم لا یرحم» کسی که رحم نکند رحم کرده نمی شود.
و دیگر در مسند العشره و ابانه العکبری و شرف النبی و فضایل سمعانی به روایات گوناگون مسطور است که ابوهریره در عرض راه خدمت حسن (ع)
[صفحه ۱۷۴]
عرض کرد که مرا بنمای آن موضع را که رسول خدای بوسه می داد حسن جامه از ناف مبارک به یک سوی کرد تا ابوهریره بوسه داد.
و دیگر در کتاب بشایر المصطفی سند به یعلی بن مره می رساند که گفت با رسول خدای به ضیافتی حاضر می شدیم در عرض راه حسن دیدار شد که در طریق مشغول لعب بود رسول خدا از پیش روی قوم آهنگ او کرد تا او را ماخوذ دارد حسن (ع) از این سوی بدان سوی می شد و پیغمبر از دنبالش خندان عجلت می کرد تا او را بگرفت و یکدست بر ذقن او و دست دیگر بر فراز سرش بگذاشت و به گردن کشید و ببوسید آنگاه فرمود «حسن منی و انا منه احب الله من احبه؛ الحسن و الحسین سبطان من الاسباط» یعنی حسن از منست و من از حسنم دوست می دارد خدا کسی را که دوست دارد او را همانا حسن و حسین فرزند زادگان منند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *