از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی از تبار غربت

ای زمین و آسمان‌ها سوگوار غربتت
آفتاب آسمان سنگ مزار غربتت
بر جبین فصلها هر یک نشان داغ توست
ای گریبان خزان چاک از بهار غربتت
یک بقیع اندوه و ماتم، یک مدینه اشک و خون
سینه‌هامان یک به یک آیینه‌دار غربتت
پاک شد آیینه از زنگ ای تماشایی‌ترین
شستشو دادیم دل را از غبار غربتت
شب سیه‌پوش از غم و اندوه بی‌پایان توست
شرمگین خورشید از شبهای تار غربتت
ای بقیعت عاشقان را کعبه‌ی عشق و امید
سینه چاکیم از غم تو، بیقرار غربتت
شهر یثرب داغدار خاطرات رنج توست
خم شده پشت مدینه زیر بار غربتت
از همه زخم زبان، تهمت، خیانت، از تو صبر
چشم تاریخ اشکبار روزگار غربتت
[صفحه ۴۰]
می‌تپد دلهای عاشق در هوای نام تو
با غمی خو کرده هر یک در کنار غربتت
کاش می شد روشنای تربت پاک تو بود
چلچراغ اشک ما در شام تار غربتت
دایره در دایره پژواکی از اندوه توست
هیچ داغی نیست بیرون از مدار غربتت
دامن اشکی فراهم داشتم، یک سینه آه
ریختم در پای تو، کردم نثار غربتت
آشنای زخم دلها، غربت معصوم توست
من دلی دارم پریشان از تبار غربتت
[صفحه ۴۱]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *