از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی گنجینه‌ی اسرار

ای بقیع ای خاک تو کحل بصر
ای مقامت فوق ادراک بشر
خاک تو گنجینه‌ی اسرار حق
سینه‌ی تو مهبط انوار حق
اهل دل را دیده‌ی جان سوی تو
آرزومند طواف کوی تو
با پریشانیت از هر رهگذار
می‌بری تاب و توان، صبر و قرار
عاشقانت با تو از خود بی‌خبر
عارفانت پای تا سر چشم تر
راست گویم جنت المأواستی
روضه‌ی خلد برین این جاستی
دوست این جا دور اگر، پیش نظر
دشمن این جا، حلقه‌ی بیرون در
برج عصمت دختر پاک رسول
چرخ عصمت همسر حیدر بتول
دفنش این جا گر نباشد بی‌گمان
بستگی دارد دلش با این مکان
نیست جایی در جهان چون این مقام
هست این جا تربت چندین امام
چار حجت شافع یوم الحساب
چار حجت جملگی فصل الخطاب
چار حجت قایمین بالصلوه
چار حجت آمرین بالزکاه
حجتان حق همه خزان علم
اولیای حق همه پایان حلم
اولیایی جمله از ابرار حق
نور حق، برهان حق، اخیار حق
مظهر حق، مظهر لطف و صفا
فیض مطلق، مظهر خیر خدا
پیرو آنهاست حق را لاحق
غافل از آنهاست حکمش زاهق
یادشان مصباح جان و دل بود
نامشان مفتاح هر مشکل بود
[صفحه ۸۹]
خلقت عالم دلیل جودشان
بودن عالم طفیل بودشان
بشمرم نام کبار هر چهار
تا قرار آید به جان بی‌قرار
اولین حجت امام ممتحن
پیشوای دومین یعنی حسن
مصلح بر حق، ولی کردگار
آن که حکمش شد مثل در روزگار
آن که دوراندیشی او گر نبود
نامی از قرآن پیغمبر نبود
بعد او سجاد زین‌العابدین
سرور زهاد امام چارمین
آن که از عمق نظر با چشم تر
کرد کشت کربلا را بارور
کربلا زان گریه‌های بی‌امان
شد بهار و بوستانی جاودان
بعد سجاد آن که دین کردگار
شد ز عزم راسخ او استوار
حجت بر حق، امام المسلمین
هادی دین مبین، حبل المتین
باقر آن کشاف علم ایزدی
عالم اسرار و نور سرمدی
بعد باقر بی‌قرین فرزند او
بی‌قرین فرزند بی‌مانند او
شمسه‌ی ایوان حق بدر الدجی
هادی راه خدا، نور الهدی
آن که مذهب مبتنی بر نام اوست
معترف بر علم او دشمن چو دوست
شیعیان را رهنمای راه دین
جعفر صادق، امام راستین
افضل و اکمل ز مردان جهان
مقتدای هوشمندان جهان
فضل او را معتقد اهل علوم
دانشش را معترف اهل نجوم
هم مداوا از فرامینش روان
هم در احکامش شفای جسم و جان
آگه از اسرار کار کاینات
کار پرداز جمیع ممکنات
هر سؤالی داشتند اهل نظر
پاسخش را داد آن فخر بشر
هان بقیع ای سوی تو روی نیاز
بر خود و بخت بلند خود بناز
آل احمد را در آغوش تو جاست
گر ز جنت خوانمت برتر رواست
شوق و شورانگیز دل‌ها نام توست
چامه‌ی «صاعد» ز فیض عام توست
[صفحه ۹۰]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *