حوادث، وقایع، هجرت

ماهیت صلح امام حسن با معاویه

و بر این اساس ملاحظه میکنیم که امام حسن مجتبی (ع) در این صلح نه امامت را که منصب الهی است به او تفویض کرده (که نمیتوانست تفویض کند) و نه خلافت پیامبر (ص) را. او را لایق این منصب نمیدانست و این طرز فکر را بارها در حضور معاویه به صراحت اعلام کرده بود.
او فقط تسلیم امر کرده است که نوعی کارگزاری است و رتق و فتق امور مردم در جنبههای سیاسی و اقتصادی است که آن هم از روی ناچاری و اضطرار صورت گرفته است. و آنچه را که ما در این قسمت ذکر کردهایم مسالهای است که بزرگان اهل سنت هم ذکر کردهاند.
مثلا سیوطی در تاریخ الخلفاء ص ۱۹۲ مساله را به صورت تسلیم الامر ضبط کرده است. صاحب کتاب الصواعق المحرقه در ص ۸۱ تسلیم ولایه المسلمین را نوشته است. خود معاویه هم احساس کرد آنچه به او واگذار شده بود نوعی سلطنت و کارگزاری بود نه خلافت رسول الله (ص) و نه امامت. به همین جهت در سخنی گفته بود رضینا بها ملکا [۳۳۲] ما بدان راضی شدیم که پادشاهی باشیم.
و تازه در همین مساله هم جای چانه زدن بود. و دیدیم که در یکی از مواد صلحنامه حکومت پس از معاویه برای حسن (ع) و یا حسین (ع) منظور شده بود [۳۳۳] و او خود آنها را ولی به حکومت معرفی کرده بود [۳۳۴] سپردن آرمان و ایدئولوژی مردم به دست معاویه با طرز فکر امام سازگاری نبود.
او با این صلح مسیر مبارزه را عوض کرده بود. صلحش به واقع نوعی خودداری از برخورد مسلحانه و شروع مبارزه در سطحی دیگر بود تا مسیر حوادث را به نفع اسلام
[صفحه ۲۲۷]
تغییر دهد. و برنامه به صورتی تنظیم شده بود که چهره منافقانه معاویه را آشکار کرد و او را در آیندهای بس نزدیک رسوا میکرد.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *