فرزندان و نوادگان

ذکر اولاد طاوس بن محمد بن اسحاق

الطاوس هو ابوعبدالله محمد بن اسحق بن حسن بن محمد بن سلیمان، از حسن وجه و لطف شمایل ملقب به طاوس گشت و اولاد او در عراق همی زیستند از ایشان است السید العالم الزاهد المصنف الجلیل القدر جمال‌الدین احمد بن موسی بن جعفر ابن محمد صاحب کتاب البشری و کتاب الملاذ.
و برادر اوست السید الزاهد العالم صاحب الکرامات نقیب النقباء رضی‌الدین علی بن موسی و مادر ایشان دختر شیخ زاهد الأمیر ورام بن ابی فراس است و از اینجاست که شاعر در این قصیده گوید.
ورام جدهم لامهم
و محمد لأبیهم جد
و ایشان را جلالت قدری به کمال بود ناصر خلیفه خواست نقابت طالبیین را برضی‌الدین تفویض نماید و او به سبب اشتغال به عبادت و علم استعفا جست و هنگام غلبه هلاکوخان بر بغداد و قتل مستعصم نقابت طالبیین بر سید رضی‌الدین فرود آمد و خواست استعفا جوید خواجه نصیرالدین او را منع فرمود و رضی‌الدین بیم کرد که اگر سر برتابد به دست هلاکو ناچیز شود و از در اکراه قبول نقابت فرمود و او را مصنفات
[صفحه ۴۶۴]
مفیده است مانند کتاب مهج الدعوات و کتاب تتمات مصباح المتهجد و مهمات صلاح المتعبد و کتاب الملهوف علی قتلی الطفوف و او مستجاب الدعوه بود و بر صدق این معنی اخبار فراوانست و گویند اسم اعظم دانست و فرزندان خود را گفت چند کرت باستخارت کار کردم که شما را بیاموزم اجازت نیافتم اینک در کتب من محفوظ و مکتوبست بر شماست که به مطالعه ادراک نمائید.
اما سید جمال‌الدین احمد پسری آورد به نام عبدالکریم غیاث‌الدین السید العالم الجلیل القدر در نزد خاص و عام مکانتی تمام داشت و از مصنفات اوست کتاب الشمل المظلوم فی اسماء مصنفی العلوم و جز آن و در کتابه خانه‌ی او ده هزار مجلد از کتب نفیسه بود.
اما النقیب رضی‌الدین علی بن موسی دو پسر آورد یکی محمد ملقب به صفی‌الدین معروف به مصطفی و آن دیگر علی ملقب به رضی‌الدین معروف به مرتضی و صفی‌الدین مردی نیرومند بود ولکن بلاعقب وفات یافت و منقرض شد و رضی‌الدین علی بعد از پدر نقیب النقباء شد و او دختری آورد به حباله‌ی نکاح شیخ بدرالدین معروف بابن شیخ المشایخ درآمد و پسری آورد به نام قوام‌الدین هنوز کودک بود که پدرش وداع جهان گفت او را سلطان سعید اولجایتو طلب فرمود و بر زانوی خود نشانید و نیک بنواخت و هم در آن کودکی او را به جای پدر نقیب النقباء فرمود.
اما از رضی‌الدین علی بن علی بن موسی دختری دیگر به حباله‌ی فخرالدین محمد بن کتیله حسنی درآمد و پسری آورد که او را علی الهادی می نامیدند و او بلاعقب در حیات پدر و مادر وفات نمود و قوام‌الدین دو پسر آورد یکی عبدالله مکنی به ابوبکر و ملقب به نجم‌الدین و آن دیگر عمر. اما نجم‌الدین نقابت بغداد و حله و سر من رأی یافت و بعد از پدر معروف به نقیب النقباء شد لکن مردی ضعیف الحال بود و بعضی اموال و املاک خانواده‌ی خود را قوام‌الدین به هدر داد و آنچه از وی به جای ماند نجم‌الدین تلف کرد و در سال هفتصد و هفتاد و پنج هجری وفات نمود و برادرش به جای او نقابت یافت.
[صفحه ۴۶۵]
و دیگر از بنی طاوس در عراق سید مجدالدین است صاحب کتاب البشاره و در آن ذکر اخبار و آثار وارده مینماید و غلبه مغول را در بلاد و انقراض دولت بنی العباس را تذکره می فرماید چون سلطان هلاکوخان راه با بغداد نزدیک کرد سید مجدالدین با جماعتی از سادات و علمای حله او را استقبال کرد و آن کتاب را بنظر سلطان رسانید هلاکو او را عظیم عظمت نهاد و حله و مشهدین و آن نواحی را خط امان فرستاد و چون به شهر بغداد درآمد فرمان کرد تا منادی ندا در داد که هر کس از أهل حله و اعمال آن بلده است به سلامت بیرون شود و آن جماعت بی آسیبی و زیانی طریق مراجعت سپردند.
در خاتمه‌ی کتاب اولاد حسن بن علی بن ابیطالب (ع) گوید:
مکشوف باد که شرح حال فرزند و فرزند زادگان حسن بن علی بن ابیطالب (ع) تا بدینجا که رقم شد علمای نسابه در مصنفات خود مرقوم داشته‌اند و من بنده نیز اقتفا بدیشان کردم لکن اگر خواستم توانستم اولاد حسن (ع) را الی زماننا هذا بهتر و نیکوتر از آن که پیشینیان رقم کرده‌اند بر نگارم چه طریق علم آن بر من غایب نیست و اسباب استقراء و استیفای آن حاضر است.
اگر گویند چرا روی همت را از انجام این خدمت برگاشتی و گردن آرزو را در اسعاف حاجت بزیر پای گذاشتی؟ در پاسخ همی گویم که در این سرای فانی بر بقای زندگانی واثق نیستم بیم کردم که در وقت معلوم با اجل محتوم دست در گریبان شوم و به تحریر آثار و اخبار اهل بیت موفق نگردم.
ای آفرینده‌ی سیاه و سفید ای پروردگار بیم و امید! ولایت ائمه هدی را در پیشگاه رحمت وسیع تو شفیع آورده‌ام که قوای مرا قوی کنی و هوش مرا سرافرازی دهی تا اخبار و آثار ائمه هدی را چنانکه رضای تست محرر و ملفق سازم و بدین دولت بزرگ منصور و موفق گردم، ای خدای بخشنده بخشایشگر این خدمت خرد را از من بپذیری و مرا بیامرزی و پدر و مادر مرا معفو داری بحق محمد و آله الطاهرین صلواتک علیه و علیهم اجمعین.

شرح حالات سراسر سعادات جناب امام حسن مجتبی (ع) از گاه میلاد تا هنگام وفات‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *